«

»

Jul 11 2012

Print this Post

زنان افغانستان با خودسوزی پيام خود را ميرسانند

افغانستان بدترين محل در جهان برای زن بودن است. اينرا تنها گزارشات هر ساله سازمان ملل نه بلکه حوادثی که هر چند گاه توسط مديا منعکس ميگردد، ثابت ميسازد. ماه و هفته یی نيست که گزارشی از يک خودسوزی و يا قتل فجيعانه يک زن يا بدليل ازدواج اجباری و يا عدم فرمانبرداری از شوهر يا اقارب وی، منتشر نگردد . چندی قبل زن نوجوانی در ولايت کندز توسط شوهر و خانواده شوهر در دخمه ای محبوس و مورد بدترين شکنجه های غير انسانی قرار گرفته بود، تصادفا با نيمه جان از چنگ مرگ تجات يافت. زنان زيادی اند که به جرم زائيدن فرزند دختر مورد بدرفتاری قرار ميگيرند و يا حتی وحشيانه به قتل ميرسند. کشتن، بدرفتاری فزيکی و روحی و کم ارزش دادن زنان، پديدۀ جديدی نيست بلکه بخشی از واقعيت زنده گی اسارتبار و مملو از محروميت اکثريت زنان افغانستان در طول سده های متمادی بوده است. اما آنچه اخيرا در ليست سياهروزی زنان اضافه شده، پديدۀ وحشتناک خودسوزی و يا خودکشی زنان است. سادات دختر نوجوان پانزده ساله از هرات، يکی از آن قربانيان است که اخيرا در اعتراض به ازدواج اجباری با مردی دو برابر مسن تر از خود، جسمش را به آتش کشيد.

خودسوزی زنان در شرايط کنونی پيامهای زيادی به جامعه و جهان دارد. از جمله زنان افغانستان با آتش زدن خود ميخواهند بگويند که زنده گی یی که آنها در آن قرار دارند، يک جهنم واقعی است. بی ترديد زنده گی یی که آنها از سر ميگذرانند، هر لحظه اش سوختن و نابود شدن است و ازينرو آنان ترجيح ميدهند که يکبار بسوزند و نابود شوند تا هزاران بار. آنان ميخواهند اينرا نيز به ما بگويند که درين شرايط بيچاره و تنهايند. نه کسی بداد آنها می رسد و نه کسی به کمک آنها می شتابد. آنها خود را در بيدادگاهی بنام افغانستان می يابند که اکثريت باشندگان مرد آن بيرحم و سلطه گرند. همچنان خودسوزی آنها اين پيام بسيار مهم را نيز در خود دارد که ديگر حوصله تاريخی زنان افغانستان بسر رسيده و وجدان بيدار شده بيش ازين به آنها اجازه نميدهد که زنده گی را به هر قيمت و با هرخواری و بيعدالتی تحمل کنند. آخرين پيام آنان ميتواند پاسخ قاطع و دندان شکن به سياستمداران، ايدئولوگهای و ريزه خواران وطنی “جامعه جهانی” باشد که در برابرهر خواست در مورد آزادي و برابری زن به تيوری نسبيت فرهنگی و فرهنگ اسلامی توسل می جويند و زن افغانستانی و شرقی را شايسته آزاد زيستن و برابربودن نميدانند. سياستمداران ناتو بارها گفته اند و بعد ازين نيز تکرار خواهند کرد که مطالبات آزادیخواهی و برابری طلبی برای زنان افغانستان زياده خواهی غير واقعیست. ما ميدانيم که سفسطه بازی و لفاظيهای توخالی آنها بيشتر ريشه در منافع سياسی آنان دارد تا در واقعيت اجتماعی افغانستان. سياستمداران و صاحبنظران غربی که بيشتر از يکدهه با تمام ساز وبرگ اعم از نظامی و انجیوئی در افغانستان حضور داشته اند، از واقعيت جامعه افغانستان به قدر کافی مطلعند، اما منافع شان مخصوصا درين شرايط با دفاع از حقوق زن در افغانستان جور در نمی آيد. مسئله ايکه تازه گی ندارد و بيش از سه دهه است که تمام دولتها و مديای غرب با تمام امکانات از احزاب و گروههای اسلامی و زن ستيز در بدست گرفتن قدرت حمايت کرده اند. سياهروزی روزافزون زن افغانستانی که حالا با خودسوزيها خود را ظاهر ميسازد، نتيجه بلافصل تبانی و “اتحاد مقدس” ارتجاع اسلامی و امپرياليسم در طول بيشتر از سه دهه ای اخير در کشور است.

آخرين پيام زنان قهرمان و جان باخته افغانستان جدی و روشن است. آنان بيش ازين حاضر نيستند که زنده گی در اسارت مردان و بيعدالتیهای گوناگون و غير انسانی را تحمل نمايند. اين شايد اولين جرقه های از يک حريق گسترده ای باشد که امروز از گوشه و کنار افغانستان بمشاهده می رسد. آيا زنان با شهامت و آزاديخواه کشور با آتش زدن خود ميتوانند به جان سرد جامعه اسير و دربند ما نيز آتش بزنند؟ آيا اين زنان با خاگستر کردن خود زمينه را برای خاگستر شدن دشمنان آزادی زن در آينده نه چندان دور فراهم خواهند کرد؟ آزادی زنان و تامين حقوق برابر آن با مردان که هر سال در 8 مارچ در سراسر جهان تجليل ميگردد، يک امر مهم اجتماعی و پيامد يک جنبش و حرکت بزرگ سياسی و اجتماعی در جامعه است. اين يک جنبش آزاديخواهی و برابری طلبی است که همه نيروها ی استثمارگر و استبدادی را بمصاف می طلبد. در افغانستان مشخصا جنبش آزاديخواهی و برابرطلبی بويژه جنبش ازاديخواهی زنان بايد از سر نعش منحوس نيروها و نهادهای اسلامی و سنتی عبور کنند. همانگونه که بدون جنبش آزاديخواهی زن حرکت برابری طلبی و آزاديخواهی در يک جامعه به طور کلی معنی ندارد، جنبش آزاديخواهی زنان در غياب جنبش برابری طلب و آزاديخواه عمومی تصوری محض و سرابی بيش نيست . يا به عبارت ساده و روشن، جنبش آزاديخواهانۀ زنان با جنبش سوسياليستی در يک پيوند عميق و ناگسيستنی قرار دارد.

زنده باد هشتم مارچ، روز جهانی زن!

زنده باد سوسياليسم!

کميتۀ اجرائيۀ سازمان سوسياليستهای کارگری افغانستان


Permanent link to this article: http://workersocialist.org/?p=124