«

»

Jan 25 2013

Print this Post

کشتار مردم در کویته جنایت علیه بشریت است

logomain

چند سال است که مردم هزاره بمثابه یک اقلیت قومی و مذهبی در شهر کوئته پاکستان،آماج حملات سفاکانۀ تروریست های اسلامی قرار دارند. آدمکشان حرفه يی موسوم به “لشکرجنگهوی” که بخشی از یک حرکت وسیعترارتجاعی طالبانی اند، در ابتدا افراد متعلق به ملیت هزاره، از جمله چهره های شناخته شدۀ آن را هدف قرار میدادند و اخیرا با عملیات انتحاری کور، تصفیه خونین قومی و فرقه يی را به اجرا نهاده اند. از آغاز عملیات تروریستی تا اکنون حدود یکهزار تن از افراد بيگناه ملکی به شکل فجیعی جان باخته اند و بمبگذاری اخیر در علمدار رود شهر کوئته، که منجر به کشته شدن بیش از صد نفر و مجروح شدن قریب دوصد تن ديگر گردید، یکی از وحشتناکترین عملیات های تروریستی می باشد که تا اکنون برعلیه مردم بیدفاع هزاره در این شهرصورت می گیرد.

عملیات تروریستی و کشتار سیستماتیک هزاره ها که روز تا روز ابعاد و اشکال وسیعتر و خطرناکتری بخود می گیرد، آشکارا هدف تصفیه شهر کوئته از وجود یک اقلیت قومی و مذهبی را دنبال می کند. هدف شوم و ضد بشری يی که چند سال قبل از طریق يکی از زوزنامه های پاکستان توسط سرکردۀ باند آدمکش و جنایت پیشۀ “لشکرجنگهوی” اعلام و درآن مهلت زمانی نیز برای ترک کامل و اجباری هزاره ها ازین شهر تعیین شده بود. دلیل و انگیزه اصلی تروریستهای “لشکر جنگهوی” و همقطاران آدمکش آنها از دست زدن به این عمل، ظاهرا یک تنفر و خصومت مذهبی و قومی بنظر میرسد؛ تنفری که در اصل بعلاوه عامل ایدئولوژیکی و نفرت مذهبی، محصول و نتیجۀ عوامل متعدد اعم از اقتصادی، سیاسی و اجتماعی است. جنبه ایدئولوژیک آن، نحوه نگرش بنیادگرایان جدید اسلامی مانند پیروان مکتب دیوبندی و وهابی به مذهب شیعه در اسلام است.

به باورآنان، شیعیان کافر، منافق و واجب القتل اند. یک چنین نگرشی در اسلام تازه گی ندارد و قدامت آن به اندازۀ تاریخ پیدایش دين اسلام است. جوامع اسلامی تاريخأ از خصومتها و منازعات فرقه يی از گذشته های دور تا اکنون، صدمات زیاد و زيانباری دیده اند. واقعیت های تاریخی ثابت نموده است که دامن زدن به مخاصمات و تصفیه های فرقه یی و قومی و تشديد تفرقه در ميان صفوف مردم با هویتهای متفاوت دینی، یکی از پیامدهای ضروری برجسته شدن نقش مذهب و گروههای مذهبی در تحولات سیاسی و اجتماعی می باشد. تعالیم وهویت دینی با توجه به نقش و جایگاه پیشوایان دینی در جوامع اسلامی، زمینه را برای مخاصمات فرقه يی و سؤ استفاده سیاسی طبقات و گروههای حاکم و زورمندان، فراهم میسازد. گرچه مسئله ایدئولوژی عامل اصلی تلقی میگردد، اما این عامل بر زمینه و شرایط دشوار و معین اجتماعی، اقتصادی و سیاسی، شرایطی که بطور کل در آن امید و راه حلی برای آیندۀ بهتر و مطمئنتر در زندگی وجود ندارد، می تواند مؤثریت و کارکرد داشته باشد.

“لشکر جنگهوی” که رسما مسئولیت کشتار هزاره ها و شیعه های کوئته را بعهده گرفته، یکی از گروههای بنیادگرای سنی مذهب پاکستان است که سالها از حمایت مستقیم مالی، نظامی و سیاسی دولت عربستان، محافل مرتجع کشورهای عربی و جناحهای از ارتش پاکستان برخوردار بوده است. این باند تروریست با اینکه ظاهرا در پاکستان غیرقانونی به شمار میرود، اما در واقعیت امر از آزادی عمل لازم در آنکشور برخوردارمی باشد وعلیرغم این همه جنایات سنگین و دهشتناک، رهبران و فعالین این گروه تبهکار، آزادانه در پاکستان فعالیت میکنند و تاهنوز يک تروریست منسوب به این گروه در رابطه به اعمال جنايتبار شان مجازات نشده است. عملکرد ادارات ايالتی ودولت مرکزی پاکستان درعدم تامین امنیت برای اهالی بیدفاع هزاره و بی تفاوتی در قبال روند تصفیه قومی در کوئته، بجائی رسیده است که نقش بیطرفانۀ دولت در قبال گروههای اتنیکی و وظایف اصلی آن بمثابه برقرارگننده نظم عمومی، در هالۀ از شک و تردید جدی قرار گیرد. بعلاوه نقش منفی دولت پاکستان، بازی و مبارزه قدرت میان رژیمهای مرتجع مذهبی ایران و عربستان سعودی، که منافع سیاسی شانرا در تشدید اختلافات فرقه يی می بینند، را نباید در رويدادهای خونبار کوئته نادیده گرفت. توده های مظلوم و بیدفاع هزاره در کوئته بخشا قربانی سیاستها و خواستهايی میگردند که خود آنان کمترین نقش و منفعتی در آنها ندارند.

کشتارمردم بیدفاع بجرم تعلقات نژادی و مذهبی، تعلقات داده شدۀ که به انتخاب افراد يک جمع بستگی ندارد، با هر معیاری جزمعیار آدمکشان نیوفاشیست مذهبی، جنایت آشکارعلیه بشریت است. جنایت وحشتناکی که در عصرما و جلو چشمان ما جریان دارد. هرگونه خاموشی و بی تفاوتی در برابر جنایت خود جنایت و همسوئی با جنایتکاران است. انسانهای بیدفاع اعم از زن و مرد، پیر و جوان و کودکان معصوم هزاره در کوئته امروز به حمایت و همبستگی ماانسانهای آزاديخواه نیازمندند و بر ماست که از آنها و حق حيات شان در برابر آدمکشان اسلامی “لشگر جنگهوی” و همدستان آنها دفاع کنیم. برخورداری از آزادی و زیستن در امنیت و آرامش حق طبیعی هر انسان در روی زمین است، نگذاریم این حق يونيورسال و انسانی پایمال گردد. سازمان سوسیالیستهای کارگری از همۀ احزاب، سازمانهای سیاسی، نهادهای اجتماعی و فرهنگی و افراد آزادیخواه دعوت بعمل می آورد که با محکوم نمودن و افشای اعمال جنایتکارانه تروریستهای اسلامی، بر دولت پاکستان و نهادهای بین المللی و دولتهای محل سکونت خود فشار آورند تا جلو ادامۀ جنایات ضدبشری درکوئته را بگیرند و عاملان آنرا بلادرنگ محاکمه نمایند.

مرگ بر جنایتکاران و آدمکشان اسلامی !

 

زنده بـــــــــــــاد سوسیالیــــــــــسم !

 

کمیته اجرائیه سازمان سوسیالیستهای کارگری افغانستان

 25 جنوری 2013

Permanent link to this article: http://workersocialist.org/?p=738