«

»

Apr 29 2015

Print this Post

زنده باد اول ماه مه نوید همبستگی بین المللی کارگران  علیه نظام سرمایه داری

به مناسبت اول می ٢٠١٥

به مناسبت اول می ٢٠١٥

 

 

 

اول مه روزی تاریخی است که در آن افقی روشن بر مبارزه ما کارگران گشوده شد. امسال نیز در این روز، همبستگی طبقاتی خود بر علیه نظام استثمارگرانه سرمایه داری را در سراسرجهان به نمایش در می­آوریم . بگذار در این روز با دست های پرتوان خود چرخ تولید را از کار بیاندازیم ، سنگفرش خیابانها را زیر پاهای خود به لرزه درآوریم و با سر دادن سرود انترناسیونال ،عزم خود دراتحاد طبقاتی بر علیه سرمایه داری را استوارتر کنیم!

اول مه 2015 فرا رسید. در سراسرجهان بحران اقتصادی سرمایه داری فروکش نکرده است وکماکان عوارض فاجعه بار آن بر شانه های ما سنگینی می کند. سرمایه داری توسط دولت ، قوانین ، مجالس و انواع ارگانهایش بحران ذاتی و ساختاری خود را جز باچنگ انداختن  به ابتدایی ترین حقوق اجتماعی ما ، جنگ ، سازمان دادن انواع دستجات ارتجاعی و به عقب راندن ابتدایی ترین نیازهای انسانی، نمی تواند از سر باز کند. بحران سرمایه داری نه تنها با حمله به دستاوردهای تاریخی ما در کاهش خدمات اجتماعی همراه است ، به اروپا نگاه کنیم، در عین حال انسانها در آن قربانی رقابت های درونی سرمایه داری خواهند بود ،  نمونه برجسته آن را در اکرائین در نقطه تلاقی رقابت های دولت ها و کارتل های سرمایه داری امریکا ، اروپا و روسیه، بر سرهژمونی موقعیت استراتژیکی منطقه ، نفت و گاز و خطوط ارتباطی و ناتو ملاحظه می کنیم .این رقابت ها بر سر بهره بردن از سهم بیشتر در ارزش اضافه تولید شده توسط ما کارگران است .

افزایش فن آوری استخراج نفت در امریکا وکاهش قیمت آن در بازار جهانی ، به موقعیت امریکا در بحران جهانی کمی بهبود بخشید وبا موقعیت حاصل از آن بلافاصله به هژمونی سیاسی اش در جهان ترمیم بخشید. با وجود کاهش قیمت نفت در بازار جهانی تغییری چندانی دربحران اروپا(به جز انگلیس و تا حدودی آلمان) و چین حاصل نشدو روسیه در وضعیت بمراتب بدتری قرار گرفت. بحران کنونی که در تاریخ سرمایه داری بی سابقه بوده است از سیکل بحرانهای دوره ای گذشته وبحرانی ساختاری است . سرمایه داری از تمامی ظرفیت هایش استفاده کرده وبیکاری در آن نیز ساختاری شده است و تنها در اروپا رسما حدود 12 درصد ازافراد آماده به کار را تشکیل می دهد. بحران بدهی ها که از پنج سال گذشته حوزه واحد پولی ایرو را در برگرفته بود در بحران سیاسی یونان به انتخابات زود رس و سقوط دولت ترویکا (سه نهاد صندوق بین المللی پول ، بانک مرکزی اروپاواتحادیه اروپا)انجامید. در تقابل گرایشات سیاسی و توازن قوا یونان به چپ و علیه ریاضت اقتصادی چرخید . اما پروسه تقابل با ریاضت اقتصادی در یونان با وجود دولت چپ گرا هنوز باز است و بدون متحد شدن طبقه کارگر در یونان و دخالت سیاسی در جامعه ، ایجاد خلأ در این پروسه می­تواند به عروج گرایشات راست افراطی و فاشیستی در یونان و نیز اروپا بیانجامد. تنها تلاش طبقه کارگر در یونان و همبستگی کارگرا ن اروپایی با آن می تواند سیاست های سرمایه داری اروپا و انواع گرایشات راست و فاشیستی را به عقب براند. سیاست های نژاد پرستانه با بحران حاضر و در نتیجه عملکرد دولت های سرمایه داری خود را در اشکال مختلف در اروپا به نمایش گذاشته است و منجمله زیر شعار “اروپایی های میهن پرست علیه اسلامی سازی غرب” به تحرک پرداخته اند. در پناه سیاست های ضد پناهنده گی اتحادیه اروپا در چند سال اخیر ،هزاران نفر از فراریان جنگ و نا امنی در کشورهای خاورمیانه و عربی، که همین دولت های اروپایی خود یک پای اصلی آن بوده اند ، در دریای مدیترانه غرق شده اند. دولت های اتحادیه اروپا ریاکارانه با توجیه سیاست های ضد انسانی خود ،مسبب قربانی شدن انسانها رادر خارج از مرزهای خود وبه تنهادریک مشت قاچاقچی خلاصه می کنند.

عملکرد دولت های امپریالیستی در کشورهای خاورمیانه و عربی با سرکوب جنبش های اعتراضی و تشدید رقابت های درونی، فضا را برای عروج گرایشات ارتجاعی فاشیستی و مذهبی امثال بوکوحرام ، النصر ، القاعده ،داعش ، حزب الله و حماس فراهم کرده و هستی انسانها را در معرض نابودی و تاخت­وتاز قرار داده است. این نیروها با در اختیار داشتن امکانات مالی و نظامی و بسیج ارتجاعی و با حمایت دولت های سرمایه داری منطقه منجمله ایران ، ترکیه ، عربستان و اسرائیل در مقابل اعتراضات و جنبش های اعتراضی ضدسرمایه داری بیشترین ظرفیت ضد بشری خودرا بکار گرفته اند. درچنین فضایی استقامت کوبانی در مقابل داعش و ارتجاع منطقه زبان گویای جنبشی آزادیخواهانه بود که حمایت و همبستگی جهانی را بخود جلب کرد.

در ایران بحران اقتصادی یک بحران فراگیر است و شرایط عینی با بحران سیاسی در حاکمیت اسلامی و اعتراضات اجتماعی از پایین در هم تنیده است. توافق جناح های رژیم با روی کارآمدن دولت روحانی هم تاکنون نتوانسته بحران حکومتی را کاهش دهد. تلاش های سیاسی روحانی ـ ظریف در نشست های متمادی توافق با گروه 5 به اضافه یک و نتیجتا در لوزان در واقع تمکین به امریکا و دولت های اروپایی در جهت رفع تحریمهای اقتصادی بوده است. در کنار تحریمها اکنون کاهش قیمت نفت در بازار جهانی برای ایران ، بدون ذخایر ارزی و در حالی که بیشترین در آمدش از فروش نفت به بازار جهانی است ، چیزی جز تعمیق بحران اقتصادی نخواهد بود. در کنار تامین دائمی بودجه گروههای ارتجاعی در منطقه از سوی رژیم و دزدی و اختلاس و فسادمالی آشکار و پنهان در دستگاه حاکمیت، اکنون طرح های مالیاتی ، قطع یارانه ها و تغییرات در سیستم بانکی در جهت ترمیم اقتصادی در دستور کار رژیم قرار گرفته است. در چنین وضعیتی فقر و فلاکت وتیره روزی بر زندگی اکثریت جامعه سایه افکنده است. میلیونها بیکار در ایران فاقد کمترین امنیت زیستی هستند و درآمد کارگران شاغل و سایر مزدبگیران قادر به تأمین ابتدایی ترین نیازهای آنها نیست ودستمزد آنان حداقل تا یک چهارم زیر خط فقر قرار دارد. اعتراضات اجتماعی سرکوب و فعالین این حرکت ها دستگیر و زندانی می­شوند. در کنار افزایش بی سابقه رواج فحشا ، اعتیاد ، کارتن خوابان و غیره میزان اعدامها طی یکسال گذشته رو به افزایش بوده است. در چنان شرایطی هراس رژیم اسلامی در ایران و حامیان امپریالیستی اش قبل از هر چیز از بروز جنبش اعتراضی است که در صورت سازمان یافتن می­تواند روندسرمایه  در ایران را مختل کند. اعتراضات کارگری به وضعیت معیشتی شان بطرز بی سابقه ای افزایش یافته و اکنون معلمان و پرستاران نیز به صف آنها پیوسته اند. آنچه می تواند سد استبداد و سرکوب را در هم شکند، تشکل و هماهنگی بین بخش های مختلف جنبش های اعتراضی و سازمان دادن به حرکتی واحد و سراسری است و روزکارگر امسال می تواند نوید آغاز چنین چشم اندازی باشد. روز کارگر امسال هر جا که هستیم صدای متحد خود را برای افزایش دستمزدها و حق معیشت، در آزادی تشکل های محیط کار، در آزادی کارگران و معلمان و دیگر فعالین اجتماعی دربند رساتر کنیم.

در افغانستان هفت ماه پس از مهندسی “دولت وحدت ملی” و با وجودتقسیم قدرت میان دو جناح رقیب که طی آن اشرف غنی احمدزی به عنوان رئیس جمهور و عبدالله عبدالله در هیئت “نخست وزیر” به مسند قدرت کشیده شدند، هنوز کوچکترین ثبات سیاسی حاصل نشده است. جنگ قدرت بر بنیاد تعلق اتنیکی و تباری از یکجانب و ناتوانی  سران حاكميت  كنونى در شکل دادن به ساختارهای سیاسی از جمله تعیین كابينه از جانب دیگر، بى ثباتى هاى عظيم اقتصادی و سیاسی حاکم در جامعه بخصوص در ميان زحمتكشان و طبقۀ کارگر افغانستان را تشدید کرده است. این بی ثباتی سیاسی و اقتصادی مزید بر علت شده و عرصۀ زنده­گى اکثریت قریب به اتفاق جامعه را بيشتر از قبل تنگ و تار ساخته است. خلاء سياسى، تعارض و تقابل و عجز و ناتوانی حاکمیت کنونی و حامیان جهانی شان سبب گرديده تا جنگ و ناامنی نه تنها تشدید شود بلکه آتش آن در ابعاد وسیعتر گسترش پیدا کند. طبقۀ کارگر و اقشار زحمتکش دیگر جزء اولین قربانیان بربریت جاری اند. مضاف بر آن با قدر قدرت شدن هرچه بیشتر نیروهای ارتجاعی ارعاب و تحمیق در اشکال متنوعی افزایش یافته است. بیکاری، فقر و عدم تامين اجتماعى مردم، بخصوص نسل جوان، و فساد و ارتشاء و سرانجام یأس و سر خورده­گی همه آن عواملی اند که زمینه های اضمحلال و فروپاشی اجتماعی و تداوم حاکمیت ارتجاعی و سلطۀ بلا منازع آن را ضمانت می نماید.

دولت ارتجاعى به رهبری غنى و عبدالله كه خود محصول دخالت مستقيم امپریالیسم امريكا در افغانستان است، كوچكترين توجهى به وضعيت كار و كارگر ندارد. هم اكنون نيز معاشات ماهانۀ كارمندان دولت از منابع خارجی تمويل ميگردد. بيكارى سیر صعودى اش را مى پيمايد. با گذشت هر روز و به دلیل فقر گسترده و نبود زمینۀ کار و امرار معاش میلیونها انسان به کام نابودی و نیستی فرو می روند. اما در مقابل به دلیل غارت، چپاول و سلطه و اقتدار سیاسی، بر ثروت نجومی یک قشر قلیلی از زورمندان و چپاولگران مفتخوار افزوده ميشود. بورژوازى نوپاى افغانستان که در وجود ارتجاع قومی و مذهبی در قدرت سياسى نماینده­گی می­شود، طبقۀ كارگر و تمام مزدبگيران و اقشار زحمتکش جامعه از زن و مرد را زير فشار و ستم مضاعف نگهداشته است كه پیامد جدی آن ایجاد شکاف و فاصلۀ گسترده و عمیق طبقاتی در گسترۀ جامعه می باشد.

اعتصاب و اعتراضات هر روزۀ بیکاران و مزد بیگیران در گوشه و کنار افغانستان از جمله اعتراض پيشه وران در ولايت هرات و اخيراً تعطيلی شهر كابل در اثر اعتراض به سیاست مالیاتی دولت و افزایش سرسام آور آن، اولين امواج خشم و اعتراض كارگرى و نارضايتى آشكار در برابر “دولت وحدت ملى” و سیاست­های ارتجاعی آن بود. در عین حال تداوم وضعیت کنونی فرار هر روزۀ نیروی جوان را در پی دارد که برای تأمین زند­گی بهتر و امرار معاش ناگزیر راهی بازار کار کشورهای همجوار و حوزۀ خلیج می شوند و در شرايط برده­وار و غير انسانى از جمله در ایران و پاکستان تن به شاق ترین کارها و مزد ناچیز ميدهند. این در حالي است كه این کارگران نه تنها از هیچگونه حق شهروندی برخوردار نیستند بلكه  مورد بیشترین آزار و اذیت و تحقیر نژاد پرستانه و فاشیستی نيز قرار ميگیرند. جا دارد تا به مناسبت اين روز تاريخى يكبار ديگر أعلام بداريم كه بدون آگاه سازى كارگران و زحمتكشان در افغانستان و بدون تشكل سياسى و سازمانیابی كارگران و  مهمتر از آن بدون شناخت درست و اساسى از دشمن طبقاتى كارگران اين وضيعت همچنان ادامه خواهد يافت. صف مستقل و رزمندۀ کارگران در افغانستان بدون درك و خود آگاهى از علل محكوميت شان در نظام موجود و مناسبات کاپیتالیستی میسر نيست. بدون پرچم سوسياليستى و تعرض كارگرى در افغانستان، زحمتكشان افغانستان پيوسته قربانى حاكميت ارتجاع و سرمايه خواهند بود.

روز کارگر امسال در سراسرجهان می بایست روز عزم ضد سرمایه داری در ایجاد برداشتن موانع فرا طبقاتی منجمله مذهب و نژاد و ملیت و انسجام بخشیدن به اتحاد طبقاتی کارگران باشد . دولت های سرمایه داری با استفاده از تفاوت های کاذب و غیرطبقاتی در میان کارگران و دامن زدن به آنها  بیشترین جنگ های فرقه ای مذهبی ، ناسیونالیستی و نژاد پرستی را در قرن بیست و یکم براه انداخته اند .با ظهور بحران اقتصادی و سیاسی حاضر در جهان ، ایدئولوژی” پایان تاریخ وپایان مبارزه طبقاتی “برای سرمایه داری بسر آمده است . شرایط عینی اجتماعی در جهان بار دیگر خاطرنشان می سازد که ادامه حاکمیت نظام گندیده سرمایه داری تنها بر پایه بربریت غیر انسانی میسر است . سوسیالیسم نوید زندگی اجتماعی انسانهادر قرن بیست و یک تنها بر پایه اتحاد طبقاتی کارگران ودر مسیر مبارزه طبقاتی مقدور و می تواند ساخته شود . روز کارگر امسال در هر جا که هستیم با توجه به ویژه گی های آنجا این امر را می بایست تقویت کنیم چرا که، روزاول ماه مه وهمبستگی بین المللی کارگران در چنین مسیری به تاریخ تحولات بشری گره خورده است .

 

آنچه ما را در مبارزه بر علیه سرمایه داری جهانی قوی ترمی کند اتحاد  طبقاتی بین المللی است!

 

سازمان سوسیالیست های کارگری ـ افغانستان

کانون سوسیالیست های کارگری

 

27 آپریل 2015

 

 

Permanent link to this article: http://workersocialist.org/?p=1480