«

»

Apr 23 2016

Print this Post

اعلامیه سازمان سوسیالیستهای کارگری افغانستان بمناسبت اول ماه می

           زنده باد اول می روز جهانی همبستگی کارگران

 

اول ماه می روز جهانی اعلام کیفرخواست و همبسته­گی طبقاتی طبقۀ کارگرعلیه برده­گی مزدی و نظام سرمایه­داری است. هرسال در این روز کارگران در سراسر جهان از فرصت فراهم آمده استفاده برده خواست­ها و مطالبات و منافع متمایز شان برای بهبود وضعیت زنده­گی و مهم­تر از آن خلاصی و رهایی از بربریت سرمایه را جستجو و اعلام می­نمایند. امروز طبقۀ کارگر در سراسر جهان با مصائب و دشواری­های زیادی مواجه است و بورژوازی در پهنۀ جهان برای کسب سود بیشتر و مقابله با بحران اقتصادی یی که همچنان ادامه دارد فقر، ریاضت اقتصادی، جنگ و بربریت را به بشریت در اشکال متنوعی تحمیل نموده است. سرمایه­داری جهانی با اتکاء به ارتجاعی ترین نیروها و باورها و با دامن زدن و فربه ساختن تعصبات کور و ارتجاعی و با به راه انداختن جنگ و کشتار، بربریت کنونی را به بخش ثابتی از زنده­گی مردم در اقصی نقاط جهان تبدیل نموده است.

کارگران در افغانستان مانند سایر هم طبقه یی های شان در نقاط دیگر جهان در این روز به خیابان­ها می­ریزند و خواست­ها و مطالبات شان را از بورژوازی و قدرت حاکمه طلب می­نمایند. اما کارگران در افغانستان همچنان با دشواری­ها و چالش­های مزید و متعددی دست به گريبان اند. رنج و محروميت کارگران در افغانستان بیکران است و ابعاد گسترده یی دارد. طبقۀ کارگر افغانستان ضمن نداشتن امنيت جانی در اثر جنگ و جدال نیروهای قهقرایی از تأمین معیشت و امنيت شغلی نیز محروم است. اولین قربانیان توحش و بربریت جاری در افغانستان، در کنار سایر اقشار و طبقات اجتماعی را کارگران تشکیل می­دهند. فقر و بيکاری ملیونی در ميان کارگران بيداد می­نمايد و از حدود 13 مليون کارگر آماده و واجد شرايط کار در بازار کار، چیزی بیشتر از پنجاه درصد آن يا بيکارند و يا از داشتن شغل ثابت و مناسب محروم می­باشند. اکثريت قاطع کارگران و خانواده های آنها در بدترین شرایط زنده­گی می­نمایند که حتی قادر نیستند ابتدایی­ترین مایحتاج روزانۀ شان را تأمین نمایند.

با به قدرت رسیدن “دولت وحدت ملی” و تقسیم قدرت میان کارتل­های اسلامی- قومی نه­تنها که بهبودی در وضعیت عمومی از امنیت تا ثبات و قطع جنگ پدید نیامد بلکه به صف بیکاران، به ویژه در میان نسل جوان، بیشتر از هر زمانی طی این مدت افزوده شد. نيروی وسیعی از کارگران چه در شهرها و چه در روستاها جهت بقا و تأمین زنده­گی چارۀ جز فرار و رفتن به بازارهای کار کشورهای همسايه و منطقه و همچنان اروپا را ندارند.

این نیروی عظیم کارگران بیکار که از کشور فرار می­کنند در وحشیانه­ترین شکل مورد استثمار و تبعیض و سودجویی سرمایه داران کشورهای محل اقامت شان از جمله کشورهای همجوار و کشورهای حوزۀ خلیج قرار می­گیرند. برخی هم برای یافتن زنده­گی بهتر و نجات جان خود و خانواده های شان دل به دریا زده و خوشبختی و سعادت شان را آن سوی آب­های دریای مدیترانه جستجو می­نمایند، رویا و آرزویی که یکجا با بسیاری از این کارگران از جهنم گریخته در دل امواج مهیب دریاها غرق می­شود. سال پار صد ها تن  از کارگران اهل افغانستان با رویای رسیدن به زنده­ گی بهتر در قعر دریاها جانهای شرین شان را از دست دادند. در کنار این وضعیت ناهنجار حاکمیت بورژوایی و حامیان آن در سطح منطقه و جهان توانسته است با دامن زدن به نفاق قومی و اشاعۀ افکار و باورهای مذهبی از اتحاد، آگاهی و سازمانیابی طبقۀ کارگر در کنار عوامل مهم دیگر جلوگیری نماید و یا به سخن دیگر سد و مانع ایجاد نماید. مهم­ترین عامل ادامۀ بربریت جاری که بیشتر از سه دهه است که از مردم و اقشار و طبقات زحمتکش افغانستان قربانی می­گیرد تفرقه و پراکنده­گی صفوف طبقۀ کارگر و جنبش سوسیالیستی کارگری است. پیشروی طبقۀ کارگر، حتی برای تحقق ابتدائی­ترین مطالباتش، با تشکل پذیری و خودآگاهی میتواند میسر گردد.

“جنبش علیه بیکاری” گامی بود جسورانه و درخور تحسین که سال گذشته برخی از پیشروان آگاه و جوانان بیکار برای تأمین و به کرسی نشاندن مطالبات کارگران بیکار ابتکار به خرج داده وآن را بنیاد نهادند. با وجود تداوم فعالیت و سازمان دادن اعتراضاتی این جنبش هنوز قادر نشده است تا به امر همبسته­گی و سازمانیابی کارگران شاغل و بیکار در یک عرصۀ وسیعتر اجتماعی دست یابد. دلیل یا دلایل عدم توفیق این حرکت اعتراضی را میتوان بر نبود اتحاد میان فعالان سوسیالیست طبقۀ کارگر، عدم رشد و خودآگاهی و تحزب گریزی و سلطه و اقتدار جریان­های راست در جامعه دانست. مهمتر از آن بستر و شرایطی که چنین محرومیت و بلاهتی را به کارگران افغانستان تحمیل نموده است قبل از هرچیزی حاکمیت رژیم ارتجاعی و فاسد بورژوایی است که طی این یک دهه و نیم بر مردم و طبقۀ کارگر فقر و محنت فروخته است. رژيم فاسد مافیایی به رهبری اشرف غنی و عبدالله عبدالله که پس از “انتخابات” توسط وزیر خارجۀ امپریالیسم امریکا جان کری سرهم بندی و مهندسی شد، در عرصۀ اقتصادی هیچ راه حلی برای بیرون رفت از رکود و بحران جاری جز نسخۀ آزموده شدۀ ميکانيسم بازار آزاد ندارد.

با چپاول و خروج بیشتر سرمایه­ها و منابع از کشور و بحران اقتصادی نظام سرمایه داری در یک هیئت عمومی رژیم بورژوایی حاکم قادر نبود و نیست که زمینۀ جذب نیروی کار و فرصت­های شغلی را مساعد سازد. در عین حال که این نظام فاسد و مافیایی در ادامۀ حاکمیتش به یک اقتصاد پارازیتی و مافیایی رسمیت بخشیده است که مهره ها و مسؤولین و اراکین آن به عنوان صاحبان اصلی سرمایه در آن شریک اند. در کنار پراکنده­گی و نا­آگاهی خود کارگران، مذهب و ناسيوناليسم قومی به مثابۀ دو گرايش ايدئولوژيک مسلط در فضای سياسی جامعه، نقش اساسی یی در وضعیتی که طبقۀ کارگر افغانستان با آن مواجه است، دارد. هرچند که نهادها و مجامع صنفی یی طی این پانزده سال شکل گرفته اند که در چارچوب مناسبات حاکم می­خواهند کارگران و مزدبگیران را نماینده­گی نمایند اما این نهادها امر شان را مشکلات و معظلات کارگران تشکیل نداده و نمیدهد. به همین دلیل هم است که اتحادیه ها و نهادهای نام نهاد و سازمان­های چپ سکتاریست و ملی­گرا هرگز قادر نشده اند خواست­ها و مطالبات کارگران از شاغل تا بیکار را نماینده گی و از آن­ها حمایت کنند؛ به همین علت هم است که این نیروها و نهادها از “جنبش علیه بیکاری” به عنوان یک حرکت مستقل که در نوع خود متبارزترین حرکت اعتراضی کارگری طی این چند دهه علیه بورژوازی و حاکمیتش به شمار می­رود، آن­طوری که انتظار می­رفت حمایت نکردند

سازمانیابی طبقۀ کارگر و وحدت اصولی نيروهای چپ و سوسياليست حول منافع طبقاتی کارگران، یعنی ایجاد حزب سوسیالیستی کارگری، ضروری­ترین و مهم­ترین اقدامی است که می­تواند کارگران افغانستان را در مواجهه با قدرت حاکمه و بیرون رفتن از وضعیت کنونی در موقعیت مبارزاتی برتری قرار دهد. اتحاد و آگاهی طبقاتی کارگران افغانستان در عمل ضامن به میدان آمدن آن نیروی مادی و مبارزاتی است که با حضورش در جدال طبقاتی نه فقط که اقتدار بورژوازی را به مصاف می طلبد بلکه پاسخی است به تمامی نيروهای مرتجع ناسيوناليست و مذهبی و حامیان جهانی و منطقوی آنها. سازمان سوسیالیست­های کارگری افغانستان برای سازمانیابی و تحزب طبقۀ کارگر تلاش و پیکار نموده و آن را یکی از وظایف تخطی ناپذیرش می شمارد. با توجه به وضعیت و بربریت که سرمایه داری جهانی بر بشریت تحمیل نموده است یگانه طبقۀ انقلابی یی که میتواند به مثابۀ يک طبقۀ جهانی خود و بشریت را نجات دهد، طبقۀ کارگر است؛ بنابرین همبسته­گی بین المللی طبقۀ کارگر و همسویی و همیاری نیروهای سوسیالیستی کارگری  یک نیاز ضروری و حیاتی به شمار میرود

زنده باد اول می روز جهانی همبسته­گی کارگران

زنده باد سوسياليسم

شورای مرکزی سازمان سوسياليست­های کارگری افغانستان

22 اپریل 2016

 

Permanent link to this article: http://workersocialist.org/?p=1593