«

»

Jun 05 2017

Print this Post

اطلاعیۀ سازمان سوسیالیست های کارگری افغانستان در مورد حملۀ جنایتکارانۀ روز چهارشنبه در کابل و تحولات پس از آن

سوسیالیسم کارگری افغانستان

سوسیالیسم کارگری افغانستان

شبكه هاى اسلام سياسى در افغانستان با تبانى استخبارات منطقه و پاكستان و حلقات معين در داخل حكومت غنى و عبدالله صفحۀ ديگرى از بربريت و قتل عام را در شهر كابل گشودند،   بيش از پنجصد كشته و زخمى نتیجۀ اين سناريوى وحشت و دهشت اسلامى بود. وقوع اين بربريت علیه مردم زحمتكش و بى دفاع افغانستان در حالي كه يك بار ديگر تعريف هويت افراطيت اسلامى و اميال فوق ارتجاعى گروه هاى طالب و داعش و اخوانيزم در افغانستان را تجسم مى بخشد، بيانگر جوهرِحاكميتِ فوق ارتجاعى كرزي غنى و عبدالله نيزهست كه با پيوستن رسمى ومجلل جنايتكارترين شا خۀ اسلام سياسى به رهبری گلبدين حكمتيار به آن، اين صفِ ارتجاعى تكميل تر نيز شده است. صفى كه پراتيك همۀ آنها در تمام اين مدت جز قربانى گرفتن از زنده گى، امنيت و رفاه إنسانها در افغانستان هيچ محصول ديگرى را در قبال نداشته است
وقوع اين بربريت مانند همیشه امواج عظيم نفرت و انزجار مردم افغانستان را در قبال داشت كه  به صورت خودجوش روز جمعه در شهركابل به راه افتاد و با خواست و شعار «  غنى،  عبدالله، استعفا، استعفا ! » گسترش یافت و پشتيبانى گسترده یی  رابه دست أورد ولى از جانب حاكميت غنى و عبدالله با فرمان دادن به گارد خاص رياست جمهوري و استفاده از سلاح گرم و ماشين هاى زرهى به خاك وخون كشيده شده و زنده گی پنج تن از معترضین را به یغما برد

به نظر سازمان سوسياليست هاى كارگرى افغانستان حقيقتى كه در قبال تمام اين فجايع در افغانستان و فاجعۀ هولناك كنونىِ به صورت عمومى اشكار است و پيشينه اش نه تنها به اين يك و نيم دهۀ بعد از ١١سپتامبر٢٠٠١ بلكه حدود چهار دهه درگذشته برمي گردد، عبارت از اينست كه افغانستان در بازى بزرگ استراتيژيك جهان سرمايه به حيث ميدان رقابت توسط امپرياليسم غرب علیه رقباى آسيايي اش استفاده مي گردد و براى رسيدن به “نظم نوين” امريكايي، طولانى ساختن بحران در افغانستان، به كار اندازى حاكميت هاى فوق ارتجاعى و تقويت مستقيم و غيرمستقيم تروريسم اسلامى يكى از مؤلفه هاى اصلى آن می باشد كه بى ثبات نگهداشتن افغانستان و منطقه از طريق افغانستان نتیجۀ آن است

ما اعتقاد داشتيم و داريم كه حقنه ساختن اين بحران با صدور دموكراسی وتوافق استراتيژيك امنيتى امريكا با افغانستان و نصب حاكميت وابستۀ ارتجاعى به حيث راهكارِ دراز مدت زمينه ساز توالى جنگ و ناامنى وتقويت تروريسم اسلامى در افغانستان است و مردم زحمتكش افغانستان قربانيانِ اصلى اين بازى سياسى اند. ما اعتقاد داشتيم وداريم كه حكومت هاى كرزى وغنى وعبدالله به خودى خود بازوى اصلى حمايتگر وتحقق بخشندۀ توليد و بازتوليد بحران هاى سیاسی و اجتماعی در افغانستان هستند كه با در نظر داشت همان خط استراتيژيك نمي خواهند و نمي توانند مایۀ اميد در مسيرِ تغير مثبت به نفع جامعه باشند.
درست از چنين منظرى جنايت اسلاميست ها با انفجارها و حملۀ برنامه ریزی شده و كشتارِ رژيم كه در برابر موجى از اعتراض مدنى و كاملا صلح آميز مردم افغانستان انجام يافت درس تلخى است براى آگاه سازى بيشترٍ مردم افغانستان و دور ساختن ماسك هاى فريبكارانۀ نيروى اسلام سياسى و حاكميت ارتجاعى غنى و عبدالله و إعلام گسست همیشه گى با چنين ساختارهاى ضدانسانى. به نظر ما ايجاد و گسترش بحران كنونى در افغانستان پيام گسترده و عميقى را به تمام نيروهاى آزادى خواه و همۀِ مردم افغانستان مخابره مي كند كه بايد براى نجات و دريافت راه واقعى نجات تنها عبور از حاكميت ارتجاعى كنونى در افغانستان و شناخت پتانسيال ضدبشرى نيروى تروريسم اسلامى كافى نيست؛ همین امروز صف آرایی های جدیدی در حال تکوین و شکل گیری است، در یک سوی این صف قدرت حاکمه و ارتجاع اسلامی – قومی و حامیان جهانی و منطقه یی شان قرار دارد و در سوی دیگر آن مردم آزادی خواه و زحمتکش معترض به وضع موجود
تظاهرات شهروندان کابل که با قساوت و خشونت پاسداران حاکمیت پوشالی مواجه گردید، یک نمود مهم چنین صف آرایی و وجود ظرفیت و امکان شکل گیری قطب سومی در جامعه است. بخشی از ارتجاع رانده شده از دسترخوان قدرت و شخصیت ها و فیگورهایی از آن در کمین نشسته اند تا از اعتراضات و مطالبات برحق مردم عاصی و آزادیخواه برای نیل به اهداف حقیر سیاسی و منافع اقتصادی شان استفادۀ ابزاری نمایند. ارتجاع اسلامی و ناسیونالیست های تباری در تلاش اند تا حرکت اعتراضی مردم را به کژراهۀ تخاصمات و تمایزات قومی و تباری سوق دهند و سناریوی سیاه دیگری از انقطاب و بربریت را بر جامعه تحمیل نمایند

 مردم معترض و آزادیخواه و فعالان سوسیالیست باید با هوشیاری، متانت، آگاهی و تجربه اندوزی از تاریخ و پراتیک خونبار نیروهای سناریوی سیاه و با افشای حقیقت سیاسی و اهداف ارتجاعی حاکمیت ارتجاعی، این نیروها را از صف اعتراض توده یی مردم برانند و وجه تمایز شان را با این نیروهای مرتجع صریح و روشن رو به جامعه اعلام نمایند. امر به کرسی نشاندن مطالبات و خواسته های برحق مردم به سازماندهی و تشکل نیاز دارد. بدون وجود تشکل آگاه، منضبط و سازمانده با خواست ها و مطالبات روشن و ترسیم افق پیروزی هیچ حرکت ایله جاری به پیروزی نرسیده و نه خواهد رسید. بر نیروهای سوسیالیست، چپ و آزادی خواه جامعه است که سعی نمایند با سازماندهی و ايجاد دسته هاى پيشرو انقلابى، تقويت و تحكيم صف متحد سوسياليستى، جنبش اعتراضی مردم را هدایت و به سرمنزل مقصود برسانند. مبارزه با رژیم پوشالی، ارتجاع اسلامی و ناسیونالیسم تباری بدون در افتادن با مناسبات حاکم و نظام سرمایه داری خوشخیالی یی بیش نیست. تعویض مهره ها بدون دست بردن به ریشه و دگرگون ساختن نظم موجود هیچ دردی از درد کارگران و اقشار زحمتکش و اکثریت مردم آزادی خواه از زن و مرد  را درمان نخواهد کرد

زنده باد سوسیالیسم

پیروز باد جنبش حق طلبانه و آزادی خواهانۀ مردم

شورای مرکزی سازمان سوسیالیست های کارگری افغانستان

١٤ جوزا ١٣٩٦؛ ٤ جون ٢٠١٧

Permanent link to this article: http://workersocialist.org/?p=1793