«

»

Oct 19 2012

Print this Post

حجاب و حجاب کودکان

       زرقا فروغ 

حجاب چیست: حجاب عبارت از پوشش و یاسطر بدن زنان است که از جانب مذهب و رژیم های مذهبی به عنوان مشخص کننده هویت یک زن مسلمان ومتدین مجوز گردیده .حجاب در بر گیر نده ایدیالوژی بنیادگرائی اسلامی برای تحقیرزنان است حجاب نه تنها وسیله ایدیالوژیک برای تحقیر زنان است بلکه ابزار سیاسی برای سرکوب مقاومت زنان نیز میباشد.

 

 علت تاکید اسلام واسلامیست ها بر حجاب: در زمان ظهور اسلام در شبه جزیره عر بستان در کنار قبایل پدر سالار  ,قبایل مادر تبار نیز وجود داشت که زنان ز قدرت بیشتری بر خوردار بودند و مردان عرب آنها را احترام می گذاشت (که شخصیت های زنان بر جسته اسلام نیز میراث آن زمانه ها میباشد). محمد با اسلام اش به ایندوگانگی  ها خاتمه دادوقبایل مادر تبار را از بین برد.آن بت هائیکه محمد آنها را از بین برد اکثرشان الهه های زن بود که مردمان عرب به آنها علاقه مند بودند  وآن ها را عبادت میکردند،با از بین بردن این بت ها محمداز یکطرف جا یگاه اجتماعی زنان را ضر به زد و از جا نبی دیگر محمد، الله را با خصو صیات مردانه اش جا گزین آن بت ها کرد که به این ترتیب وحدت قبایل عرب را تامین کرد وآنها را از پرستش الهه های متعدد و فرقه گرائی بیرون ساخته و متوجه یک الله واحد کرد تا محمد با اعراب بتواند دست به کشورگشائی هائی متعدد بزند . آیه های را بدین منظور نازل کرد و زن را به اغواگری و فساد محکوم کردو راه اصلاح آن را در حجاب یا سطر بدن زنان از چشم مرد بیگانه دانست تا با شد مالکیت مرد بر زن تضمین گردد .و از جانبی زن را به عنوان یک  موجود حقیر متوجه ساختمان طبیعی بدنش ساخت که باید  از نمایان کردن آن شرم داشته باشند،بدین ترتیب محمد توانست اعتماد به نفس را از زنان بگیرد تا نیازی به نیروی سر کوبگر برای تولید و باز تولید مناسبات پدر سلاری نباشد و این نظام خود بخودی نظم گرفته وپا بر جا باقی ماند.

 

 حجاب کودک

 امروز هم وقتی دختران کوچک سه چار ساله با حجاب میبینم ،آیا واقعآ میتوانیم ادعاکنیم که این کودکان داوطلبانه و به خواست خودشان حجاب بر سر کرده اند وبه اعتقادات مذهبی شان چنان پا بند و دلبسته اند.

 اطفال بی دین و مذهب آزاد به دنیا می آیند میایند این والدین است که آزادی آنها را محدود کرده و انها را به صورت یک ملکیت در معامله میگیرند ،شخصییت تعیین میکند ومهر دین آهین و مذهب را به آنها میزنند.وابتکار داشتن یک شخصیت مستقل رااز ایشنان سلب میکنند .

 با پوشاندن حجاب بر دختران خورد سال یک هویت تبعیض آمیزبر آنها تحمیل شده که این یک جرم غیر انسانی و از نظر اجتماعی غیر قابل قبول است.

                                                                                                                  

             والدین با آموزش دین و ترس از خدا، گناه ،روز قیامت،آتش جهنم وغیره  برای اطفال شان یک خیال کاذب ایجاد کرده و یک ترس دایمی را در ذهن کودکان پدید آورده  شادی و تراوت کودکانه را ازایشان میگیرند وآنها تمام عمررا در خوف از یک خدای وحشی وانتقام جو بسر میبرند که بلاخره این اطفال با شخصیت غیر سالم و از خود بیگانه در یک فضای بسته وزندان افکار محدود و بسته دینی  زیر فشار های عصبی قرار داشته و همیشه در یک تناقض با جهان بیرون و آزادبوده که  درنتیجه این اطفال ازنظر روانی غیر نورمال و مریض بار می آیند.و استعداد های نقادانه ومستقل شان از بین میرود،واین اطفال  همواره عقد ۀ وافسرده میباشند.

 

        بعضآ اطفال سرکش و بی باک بوده و در مقابل مغز شوئی های والدین و مذاهب تن در نمیدهند لذا  بر اساس قانون مجازات اسلامی تعزیز میگردند (تعزیز یا تأدیب جزایست که اندازه ومقدار آن بروی شرعیت معلوم شده است واز قبیل حبس و جزای نقدی  و شلاق میباشد در بعضی از مواردتعزتز کودکان جبری است.) مجازات و تنبه جسمی کودکان نه تنهاازنظر اسلامی بلکه بخش لاینفک از وظایف دینی والدین وکلیه مذاهب وادیان است.مکان های ایزوله و بسته مدارس دینی ، مساجد، کلیسا، معابد، از مناسب ترین مکانهای ا ذیت و آزار جسمی کودکان میباشد. لذا اطفا ل حرف نا شنو ونا فرمان همواره مورد مجازات وآزار های جسمی وروحی والدین ومذاهب قرار داشته و وادار به فرمان برداری میشوند.

 

     اطفال دختر هیچگاهی به خودی خود ا نتخاب نه میکنند  که در سن 9 سالگی شوهر بگیرند و یا ختنه شوند ویا آشپز و خدمتگار افراد مذکر خانواده های شان باشند، از حق تحصیل ، ورزش و بازی با اطفال هم سن وسال همجنس وغیرهمجنسش محروم باشند   و یا حجاب بر سرکنند. این همه مقررات از جانب والدین  با در نظر داشت مذهب ،سنت،وفرهنگ حاکم در جامعه وضع شده و بعضآ اطفال این روش ها را نظربه علاقه ایکه و محبتی که به والدینش دارد می پذیرد،زیرابرای اطفال بزرگترین  بد بختی قهر و نا راضی بودن والدین است.بنابرین اطفال این افکار رابه صورت خود بخودی به عنوان یک روش متعارف زندگی می پذیرند.

حجاب در حقیقت تحمیل یک پوشش خاص بر کودکا ن دختر و سلب حق انتخاب پوشش ازآنها   است.که این نمائی از ستمکشی کودک وبخصوص دختران خوردسال است زیرا این حجاب در مجامع رسمی چون مکتب،کودکستان  وغیره  دختران  را ایزوله وانگشتنما و گوشه گیرمیسازد.    

 

پوشا ندن حجاب و تمام لباس های مذهبی بر کودکان تحمیل یک سیستم عقید تی به آنها میباشد.بنآ هر انسان مترقی و آزادیخواه باید مانعی در برابر  این عقاید دگم و عتیق گردند و خواهان جدائی کامل مذهب از زندگی شخصی از آموزش، پرورش و مصًونیت مادی و معنوی کودکان واطفال باشند. 

     چراتوهش و درنده خوئی مذاهب و اسلام نسبت به کودکان طبیعی قمداد گردیده و چرا زیر سایه مذهب این بی حقوقی کودکان مهر تأئید زده شود . نباید مذهب را ابزار خفه کردن و مطیع نگاه کردن اطفال و کودکان سا خت.

      لذا باید به اطفال اجازه دهیم تا به عنوان یک شخصیت مستقل بدون وابستگی ها آزاد رشد کردهو خودان تصمیم گیرنده  سر نوشت شان باشند،نباید اطفال و کودکان رازیرتأثیر عواطف از حقوق وآزادی های مدنی شان محروم کرد.

    نقش مذهب توجیه بیحقوقی ،فلاکت و بد بختی بشراز قبل تا حال بوده است.

 

منابع:

 

اسلام ،حقوق کودک و حجاب – گیت راه کارگر(منصور حکمت)

 

دین کودک آزاری سیستماتیک است(اعظمکم گویان)

 

حجاب توتالیتاریسم اسلامی و اپوزیسیون(ژاله احمدی)

 

 

 

 

Permanent link to this article: http://workersocialist.org/?p=324