«

»

Dec 05 2012

Print this Post

کودکان کار و زحمت

درون آشغالها پرسه میزد و آهن ربایش را بر زمین میکشید بعد از چند دور ایستاد و آهن روبایش را بالا آورد به دور آهن روبایش چند تکه آهن چسبیده بود آهن هارا جدا کرد ودر کیسه ای خالیی که در دست داشت انداخت و دوباره مشغول به گشتن شد،

 

از او پرسیدم: دلاور تو این آشغال ها چکار میکنی؟

 

گفت: کسی را ندارم و اشاره ای به دور تر که 3تا پسر بچه دیگر با همان آهن روبا ها در زباله ها می گشتند کرد و گفت:ما با هم زندگی میکنیم

همه ما پول ها را روی هم میگذاریم واکثر با نصفی از پولمان مقداری نان میشود خرید و نصف دیگرش را جمع میکنیم

 

 دوستم مرده فقط یک خواهر دارد و چون او دختر است نمی تواند در خیابان ها بخوابد برای همین از نگهبان قبرستان خواسته ایم اجازه بدهد که اوشبها را در آنجا بماند و در عوض ما به او پول خواهیم داد.

کار کودکان

(بر گرفته شده از سایت گفتمان)

به اساس آماری  یک میلیارد کودک اعم از دختران و پسران در جهان فقیر اند،.بیش از 640 میلیون کودک در جهان بدون محل رهایش و مسکن هستند، 40 میلیون کودک فاقد آب آشامید نی صحی هستند، و بسیاری کودکان مناطق جنگ زده و بحرانی قربانی ترور و دهشت هستند.

 بیش از 250 میلیون کودک کارگر در جهان موجود است که بیشترین این جمعیت را دخترا ن بین 5 تا 14 سال تشکیل میدهد، وضعیت صحی این کودکان کارگر بحرانی بوده زیرا در مراکز و محلات نامناسب برای ساعات متمادی با درآمد نا چیز و پایین کار میکنند.

 

از نظر یونیسف کار کودک پوشیده ترین راز دنیاست. که دنیای سر مایه با پرده پوشی به آن به زندگی نکبت بارش ادامه میدهد.

فقر از دلایل مبرمیست که کودکان را به کار وا میدارد.کودکان کارگر همواره در معرض خطرصحی، تجاوز(تجاوز جنسی)و خشونت قرار دارند.
در حدود 60 در صد کودکان کارگر  که معادل به 153 میلیون میشود در کشور های آسیایی زندگی میکنند، که بیشتر از یک میلیون آنها قربانیان تجاوزات جنسی هستند. 33 در صد  کودکان کارگر در کشور های افریقایی زندگی میکنند و بقیه 7  در صد این کودکان در کشور های امریکای لا تین بسر میبرند.

 بهره برداری از کار کودکان نه تنها در کشور های فقیر و رو به انکشاف معمول  است  بلکه در  کشور های صنعتی و سرمایه داری چون  پرتگال، ایتالیا، انگلستان وایالات متحده نیز وجود دارد.

 طی راپوری از آی.ال.او در سال 1996 در کشور های گانا،هندوستان،اندونیزیا، پاکستان،سنیگال و ترکیه 120 میلیون کودک بین 5 تا14 سال به کار های شاقه تمام روزه مشغول کار بودند.

اطفال و کودکانیکه از کوچکی به کار گماشته میشوند به سبب فشار  فزیکی بر جسم شان معروض به معلولیت ومعیوبیت میگردند.چنانچه کودکانیکه در فابریکات  مواد کیمیاوی و بیولژیکی در فلیپین کار میکنند به امراض مدهشی معروض گردیده اند.به همین ترتیب اطفالیکه در هوتل ها رستورانت ها ،ساختمانی،آشپزخانه هاو سایر فابریکات کار میکنند به درد های مزمن عضلی، قفسه سینه، امراضی تنفسی، ، سردردی، گنگسیت، گلو دردی،اسهالات، و امراض میکروبی  در تمام طول حیات معروض میگردند

                                                                                                                   تقسیم کار بر حسب  جنسیت:

کودکان کار پسر اکثرآ در کار های شاقه در مزارع، ساختمانی و فابریکات کار میکنند، در حالیکه کودکان دختر تمام وقت شانرا در کار های دوامدار و خسته کن خانه صرف میکنند،  لذا هر گروپ ازین کودکان آسیب های مشخص به  نوع کارشان را بر میدارند مثلآ چون دختران وقت زیاد شانرا وقف خانه وخانداری میکنند   لذا فرصت رفتن به مکتب و تحصیل برایش مساعد نسیت و بهمین ترتیب دختران بنابر موقف اجتماعی شان  زمانیکه  درمعرض تجاوز قرار میگیرند بیشتر گوشه  گیر میشوند،  معروض به حمل های نا خواسته شده که از لحاظ روانی شدیدآ زیر فشارقرار میگیرند  . در حالیکه کودکان کار پسر از سبب کار های فزیکی ثقیل به امراضی ستون فقرات،سو اشکال اعضا بدن عقب ماندگی نشو نما وغیره معروض میگردند.

وادار ساختن بالجبر کودکان به کار :

   کودکان را بخاطر فقر میفروشند.در کشور های آسیایی و افریقایی ، مالکان فابریکات، زمینداران اطفال و کودکان را بخاطر کار درفابریکات قالین بافی،شیشه سازی کار در مزارع و صنعت سکس از والدین شان خریداری میکنند.

تاجران سکس و کودکان فقیر  :

پورنوگرافی وتجارت سکس بالای اطفال و نوجوانان کشور های فقیر رو به افزایش است.  اطفال و نوجوانان کشور های فقیر در معرض خرید و فروش قرار دارند، دستکم پنج شبکه بین المللی برای فروش و قاچاق  کودکان  و نوجوانان کشور های فقیر موجود است ،شبکه که دختران خورد سال و نو جوانان را ا از امریکایی لاتین به اروپا، از آسیایی میانه از کشور های جنوب و جنوب شرق آسیا به  کشور های اروپای شمالی، به همین ترتیب از کشور های اروپای شرقی( از روسیه ،اوکراین،بلغاریاو کشور های بالتیک به پولند وهنگری و از آنجا به شهر های بزرگ اروپای شمالی) کشور های افریقایی به اروپای شمالی امریکا و انگلستان و کشور های عربی منتقل میسازد.

تنها در آسیا سالانه یک میلیون کودک دربازار سکس کشایده میشود،به طور مثال میتوان گفت که سالانه به هزاران  توریست از اروپا فقط بخاطر سکس با دختران خورد سال به فلیپین و تایلند،مالیزیا، سفر میکنند و تعدادی از آنها را به شکل بردگان سکس با خودشان به اروپا میاورند. که در نتیجه تعدادی زیاذی این کودکان قربانی ایدز و صد ها مرض جنسی دیگر میگردند.

کار در مزارع:

سا لانه هزاران کودک کارگر قربانی مواد کیمیاوی و بیولوژیکی میگردند که زمینداران برای بلند بردن کیفیت زرع شان در مزارع استفاده میکنند. این کودکان اکثرآ به دوا های حشره کش،دوا های تقویه کننده نباتات و کود های مصنوعی مسموم میگردند.بعضی ازین مواد سمعی به قدری قوی است که سیستم دفاعی وجود راتخریب نموده و هم میتواند  سرطان زا باشند، بعضآسیستم عصبی رانیز تخریب نموده  که بدین ترتیب خطرات حیاتی برای این کودکان به بار میاورد.

در سریلانکا سالانه تعداد تلفات کودکان کارگردر مزارع معادل به تعداد تلفات کودکانی است که از اثر امراض دوران طفولیت چون ملاریا، دیفتری، محرقه، سرخکان و چیچک، پولیویا فلج اطفال،تیتانوس  تلف میگردند.

 

  کار در معادن:

سودا، کودکی اهل نپال، با کار در يک کارگاه سنگ شکنی سهمی در تامين درآمد خانواده خود ايفا می کند. اين دختر از ۱۲ سالگی به تهيه مصالح برای احداث جاده در نزديکی خانه اش کمک کرده است.

به کمک کار وی، درآمد خانواده اش مجموعا به ۱۴۰۰ روپيه يا ۲۰ دلار در هفته می رسد. سودا ترجيح می دهد به مدرسه برود، ولی اکنون عقيده دارد برايش خيلی دير شده که تحصيل را آغاز کند.

سودا يکی از يک ميليون کودکی است که بنا به تخمين سازمان بين المللی کار در معادن کوچک جهان کار می کنند. آنها شمار کل کارگران شاغل در معادن کوچک را به ۱۳ ميليون نفر می رسانند، بنابراين نسبت کودکان نسبتا اندک است.

.اين کودکان در شرايطی کار می کنند که هيچ نظارتی بر آن نيست. آنها بايد به تونلهای تاريک بروند و بارهايی را بکشند که از وزن خودشان سنگين تر است. که این کار ثقیل فزیکی  سبب سو شکل اعضای یدن،امراض ستون فقرات، درد های عضلی و مفصلی و مختل شدن نشو نما آنها میگردد. از جانبی در اثر رطوبت،دود و گاز های سمعی داخل تونل ها و معادن این کودکان بیشتر معروض به امراض شدید طرق تنفسی میگردند.

 آنها در معرض بيماری و مصدميت ناشی از مواد منفجره و مواد شيميايی سمی قرار می گيرند. کارگران خردسال در اين معادن کوچک درآمد بخور و نميری دارند.

۲۴۶ ميليون کودک در دنيا کار می کنند

۷۳ ميليون کودک زير ده سال در جهان کار می کنند

دو و نيم ميليون کودک در اقتصادهای توسعه يافته کار می کنند

دو و نيم ميليون کودک در اقتصادهای در حال گذار کار می کنند

۱۲۷ ميليون کودک در منطقه آسيا و اقيانوسيه کار می کنند

يک ميليون کودک در معادن کوچک کار می کنند

۲۲ هزار کودک هر سال در سر کار می ميرند

در بخش معادن طلا و سنگهای گران بها مخفيانه از کودکان بيگاری می کشند.

شرکتها  مايلند به مردم بگويند که کودکان در برش يا جلا دادن سنگها دخيل نيستند،

 اما اگر يک قدم به عقب تر برويم، می بينيم اين سنگها را کودکان از دل خاک بيرون می کشند.”

 سفالگری و شیشه سازی:

شماری ازکودکان نه فقط بخاطر ضعف اقتصاد خانواده هايشان بلکه برای آموختن

 حرفه و ایجاد تضمینی برای آینده شان مجبوربکار می شوند. معمولا این کودکان

 به شاگردی نشانده می شوند.

در فابریکات شیشه سازی کودکان مجبورند تا شیشه های گداخته شده را از داخل کوره های به حرارت1500 تا 1800 درجه سانتیگرد بیرون بکشند ، مکان های که آنها کار میکنند تنگ و تاریک و بدون هوا کش و امکانات کاری میباشند

خاک و ذرات کوچکی که از شیشه گداخته به فضا پراگنده میگردد فوق العاده مضر بوده وسبب امراض مدهشی طرق تنفسی، امراض چشم  میگردد.شکستن شیشه ها و آواز بلند ماشین های شیشه بری وغیره سبب آسیب عضو شنوایی میگردد، بعضآ کودکان در اثر تماس با شیشه گداخته شده میسوزند که این سوختگی ها بعضآ خیلی عمیق و معیوب کننده است.

ماهیگیری در آب های عمیق:

سالانه تعدادی از کودکان و اطفال در کشور های برما،اندونیزیا،فلیپین و تایلند به سبب ماهیگیری  در آب های عمیق غرق میشوند. این کودکان و اطفال غواصی بلد نبوده و ماهیگیران آنها را مجبوربه ماندن در آب برای ساعت های طولانی میکنند

آنها در معرض خطر ناشی از  فشار بلند آب، مواد منفجره در آبها،چنگک ماهیگیری،شکار حیوانات بزرگ آبی از قبیل شارک وغیره میباشد.

کودکان و اطفالیکه در خانه ها  کار میکنند:

     معمولآ  کودکان و اطفال فقیر در خانه های سرمایه داران  بحیث مستخدم کار میکنند .این اطفال اکثرآ معروض به خشونت،ضرب و شتم ،خشونت روانی و لفظی  و تجاوز جنسی هستند. که در نتیجه سبب امراض شدید روانی   کودکان و اطفال فقیر میگردد.گرچه احصايیه  دقیقی در دست نیست که چه تعداد اطفال در کشور های مختلف به این کار مشغول اند.

قرار احصاییه در جاکارتا به تعدادی  400 هزار کودک و طفل بین سن 6 تا15 ساله مصروف مستخدمی میباشد.

براساس آماريکه ازسوی صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل متحد (يونيسف) منتشر شده گفته شده است که تعداد این کودکان در افغانستان به شصت هزار تن می رسد.

 این کودکان نه تنها مجبور بکارهای سنگین بوده بلکه زندگی آنها را خشونت، لت وکوب ، توهین و حتی کودک ربایی هم تهدید می کند.  اجتماع، فضای خانواده ها و مکاتب را در افغانستان طوریست که درهمه جا حقوق کودکان زیر پا می شود

انسانهای شریف و با احساس در جهان زیاد هستند که با دادن مشتی پول سیاه ویا لقمه نان خشک  اشک طفلی را خشک کند،ولی ریشه این ستم کشی پا بر جا خواهد ماند، پول سیاه، نان خشک باز ختم میشود سیلاب اشک دوباره جاری خواهد شد.

مسله کودکان کار و زحمت همانند مسله زنان و کارگران ریشه در زیر بنا یعنی اقتصاد دارد. دنیای امروز دنیای فقر نا برابری، بیکاری،آورگی و بی سر پناهی، افزایش سلطه مذهب، کودک آزاری، زن ستیزی و استثمار انسان توسط انسان است. . پدیده کودکان کار معلول فقر وتنگدستی است که خانواده ها ناگزیرند کودکانشان را به جای مدرسه، به کارگاهها بفرستند یا به کارهای کاذب وادارند تا کمک خرج خانواده باشند.   وکودک آزاری جزئی از سیستم نکبت سرمایه داریست. پدیده کودکان خیابانی حاصل قوانین ارتجاعی پدر سالارانه است . برای از میان برداشتن پدیده  کار کودکان  باید با تمام عوامل اقتصادی واجتماعی که مسبب آن است  مبارزه کرد.

منابع:

راپور سالانه آی.ال.او، سایت خبری بی بی سی، کتاب پژوهش های کارگری، روزنامه کار و صحت

     زرقا فروغ

Permanent link to this article: http://workersocialist.org/?p=594