«

»

Mar 07 2015

Print this Post

اعلامیه مشترک بمناسبت هشتم مارچ

ویژه هشتم مارچمتحد تر و متشکل تر به پیش بسوی هشت مارچ روز همبستگی جهانی زنان

هشت مارس روز همبسته گی جهانی زنان است. زنان و مردان آزادي­خواه در سرتاسر جهان در اين روز با عزمی راسخ عليه بی­حقوقی، نابرابری، ستم و استثمار مضاعف با فريادی طنين افکن سيستم تبعيض­آميز سرمايه را به چالش می­کشند و حقوق انسانی نيمی از جامعه را فرياد مي­زنند. در جوامعی مانند ايران و افغانستان که حکومت­های ارتجاعی ديکتاتور و مذهبی بر آنها حاکم اند، زنان از خفقان و فقدان آزادی سياسی، اجتماعی و فرهنگی، سنگسار و مجازات­های اسلامی، محروميت از داشتن شغل و عدم استقلال اقتصادی، حق طلاق، حق حضانت از فرزند، حق انتخاب پوشش، حق سفر کردن بدون اجازۀ مرد، خشونت­های جنسی در محل کار و مسأله مهمتر ناقص سازی جنسی زنان(ختنه)و محروم نمودن آنان از لذت جنسی رنج می­برند. با وجود استبداد و سرکوب سيستماتيک، در بسياری از موارد به اينهمه نابرابری و ستم اعتراضاتی از طرف زنان در اشکال مختلف شکل گرفته و زمينه برای ايجاد هر تحولی در جامعه را آماده نموده است.

طی بيش از سه دهه از حيات حکومت جمهوری اسلامی ایران، محروميت زنان از دسترسی به مشاغل چندين برابر شده است؛ زنان كارگر به خانه­ها رانده شده اند تا در کنار انجام کارهای سخت و یکنواخت خانه­گی به عنوان کارگر مقاطعه­کار آنهم بدون برخورداری از امنیت کاری، مورد بهره­كشی مضاعف قرار گیرند. بيکاری، اعتياد و تن فروشی زنان و دختران جوان در سطح وسيعی گسترش يافته و كودكان خيابانی٬ كارتن خوابها هر روز افزايش می­يابند. اما اين فقر و فلاکت، ستم­کشی و بيحقوقی بر زنان تنها مختص به کشورهای پیرامونی نبوده، بلکه در سطح جهان هم رو به افزايش است. سرمايه­داری جهانی که استثمار نيروی­کار و غارت منابع جهانی را هميشه در دستور کار خود دارد، امروز در حالی که در بحران های سياسی– اقتصادی و اجتماعی خويش غوطه ور است، شرايط بس دشواری را برای محروم ترين توده های جهان به ويژه زنان تحت عنوان نيروی کار ارزان ايجاد نموده است.

در افغانستان با مهندسی دولت جديد و سياست مصالحه با طالبان بيکاری، فقر و محنت گسترده و تداوم جنگ و در متن آن بسط سلطۀ سياسی نيروهای ارتجاعی در وجود نهادها و مراجع قدرت زمينۀ هرچه بيشتر نفوذ باورها و آرای مرد سالارانه و ضدزن مبتنی بر شرع اسلامی و سنت­های عقب مانده و قرون وسطايی را در پی دارد که زنان قبل از همه و بيشتر از ديگران متضرر می شوند. ستم، تبعيض و بيعدالتی در غيرانسانی­ترين شکل آن و با ابعاد گسترده و وحشتناکی بر زنان و کودکان روا داشته می­شود. با وجود شکل دادن به نهادهای نمايشی و سمبوليک زنان افغانستان از امنيت و حرمت انسانی بهره مند نيستند، آزار جنسی، ازدواج­های اجباری و خريد و فروش دختران و زنان به عنوان متاع و تحقير و بدرفتاری و تجاوز جنسی بخشی از فرهنگ مردسالار حاکم در جامعۀ افغانستان است. زنان در جامعۀ مردسالار افغانستان بار انواع ستم و تبعيض را به دوش می­کشند ولی با وجود اين جنبش زنان برای رفع تبعيض و نفی اپارتايد جنسی از پا ننشسته است و در اشکال متفاوت فرهنگ مردسالار و هنجارهای نهادينه شدۀ قرون وسطايی را به مصاف می­طلبد.

سرمايه داری بنا به خصلت آزمندانه اش از برآورده شدن نيازها و حفظ منافع خودش حرکت نموده در جايی که نياز به انباشت بيشتر سرمايه وجود داشته باشد با جابجايی آن و به ویژه با به کارگیری نیروی کار ارزان زنان و کودکان، اهداف شوم خود برای کسب سود بیشتر را پیش می­برد. در جائی هم که منافع و تثبیت قدرت بلامنازع اش طلبیده است به جنگ افروزی و اشغالگری دست زده است. با گسترش سلطۀ شوم نظامی خود میلیون­ها انسان را قتل عام و آواره کرده و با حمایت و تقویت از نیروهای پان اسلامیست به جهل و خرافه دامن زده است. نمونۀ بارز آن امروز خاورمیانه است که شاهد سر بر آوردن انواع و اقسام نیروهای آدمکش و مرتجع همچون داعش و القاعده و… در این منطقه هستیم. بیشترین قربانیان حملات وحشیانۀ این جانوران از رسن گریخته را زنان تشکیل می­دهند، زنان و کودکان دختر را به شکل فجیع در اسارت در آورده، مورد تجاوز قرار داده و بیرحمانه کشتار می­کنند. امپریالیستها و سرمایۀ جهانی با اتخاذ سیاست های نئولیبرالی و خصوصی سازی، فقر و فحشاء و اعتیاد و بیکاری را به پدیده یی وسیعاً رایج در جهان تبدیل کرده است. در این میان زنان زحمتکش در هر گوشه­یی از این جهان طعمۀ سیاست های سودجویانه و جنگ طلبانۀ سرمایه دارانی هستند که تنها به کسب ارقام نجومی سودهای کلان می اندیشند و برایشان انسان و انسانیت معانی بی مفهومی می باشند. وجود سیاست های غارتگرانۀ نظام های سرمایه داری در اقصی نقاط جهان علاوه بر اینکه زنان را در کنار سایر بخشهای اجتماعی مورد ستم و فشارهای اقتصادی قرار میدهد، همزمان هم فشارهای بسیار شدید فرهنگی و اجتماعی را بر آنها روا می دارد. می­توان دید که زنان زحمتکش در جوامع سرمایه داری به طور مشخص همراه با مردان زحمتکش مورد ستم و استثمار قرار می­گیرند. اما زنان علاوه بر ستم طبقاتی به علت تسلط فرهنگ ارتجاعی مرد سالارانه ستم جنسیتی را نیز متحمل میشوند.

بر مبنای این واقعیت است که مطالبات مربوط به حقوق و آزادیهای زن، به ویژه حقوق مدنی او در دستور فوری تغییرات اجتماعی قرار داده میشود. اعلام برابری زن و مرد در برابر قانون، اولین قدم در جهت رفع تبعیضاتی است که قانوناً بر زن به حکم جنسیت او روا داشته میشود. برابری زن و مرد در برابر قانون در عین حال به معنای زیر و رو شدن بنیانهای ایدئولوژیک نظام حاکم است. اما تنها اعلام برابری حقوقی زن و مرد، تحت هرگونه رژیم سیاسی که صورت گیرد، چنانچه با حفظ مناسبات اجتماعی موجود همراه باشد نمی­تواند تحولی تعیین کننده­یی در موقعیت اکثریت زنان ایجاد کند. مبارزه حتی برای تغییر در موقعیت حقوقی زن یعنی تغییر قانون هم سرانجام به فعل و انفعال سیاسی منجر خواهد شد. در جامعه یی که بنیاد آن بر نابرابری استوار است و اکثریت شهروندان آن بی حقوق اند، امکان بهره­مندی اکثریت زنان، یعنی زنان کارگر و زحمتکش از حقوق مدنی و تحقق مطالبات رفاهی آنها به تحولات اقتصادی وابسته است. و مبارزۀ زنان در ایران و افغانستان، برای کسب حقوق فردی و اجتماعی برابرشان، بدون مبارزه برای ایجاد تغییرات اقتصادی امکان پذیر نخواهد بود.

با توجه به اوضاع خاورمیانه و وضعیت زنان این منطقه که در زمره بیحقوق ترین زنان دنیا می باشند، در کوبانی در مبارزه با نیروی متوحش داعشی شاهد شکل­گیری جنبشی بودیم که زنان در آن نه تنها در صف مقدم بودند، بلکه با مشارکت شان در امور کانتونها و شوراها و دست بردن به بنیانهای اجتماعی و اقتصادی جامعه و تا حدود زیادی با کسب حق و حقوق برابر با مردان توانستند مبارزه یی را سازمان دهند که یکی از ارتجاعی­ترین نیروهای مجهز به سلاحهای مدرن را که در حمله به عراق و سوریه بیشترین صدمات را به زنان وارد نموده بودند به عقب نشینی و خفت وادارند. به این اعتبار مبارزۀ زنان کوبانی برای کسب حقوق فردی و اجتماعی کاملاً خصلت سیاسی داشت. جنبش زنان در کوبانی و دست­آوردهای آن مانند هر جای دیگر به آزادیهای سیاسی و حقوق دمکراتیک مانند آزادی تشکل، آزادی بیان، مشارکت مستقیم در شوراهای محلی و تصمیم گیریها، آزادی گردهمائی و تظاهرات و…گره خورد. مبارزات زنان کوبانی که همراه بود با کسب میزان زیادی از حقوق دمکراتیک توانست بر تناسب قوای موجود در جامعه تأثیر بگذارد و این امر به نوبه خود توانست به بخشی از یک مبارزۀ گسترده تر برای کسب آزادیهای بیشتر منجر شود. امروزه زنان کوبانی الگویی از مبارزۀ زنان بر علیه ستم­کشی، بیحقوقی و دست یافتن به برابری اند. شرایط حاکم بر کوبانی با مبارزۀ دلیرانۀ زنان و مردان آزاده، بار دیگر به منطقه و دنیا ثابت نمود که زنان فقط با متوسل شدن به مبارزه جمعی می توانند بنیان­های اجتماعی و اقتصادی – سیاسی جامعه خود را در جهت احقاق حقوق خود تغییر داده و مشارکت مستقیم در تعیین سرنوشت خویش را به دست گیرند. زنان کوبانی با مبارزات پیگیر شان ثابت کردند که زنان تنها با مبارزه و با اتکاء به نیروی خود می توانند برعلیه هر نوع جهل و خرافه و قوانین ارتجاعی مذهبی و غیرمذهبی نظام سرمایه که زنان را تحت ستم جنسیتی و طبقاتی به انقیاد می کشند، بایستند و به پیروزی برسند.

تحقق خواسته­های زنان به طور اعم و زنان كارگر و زحمتكش به طور اخص به شدت و قوام گرفتن و تداوم و پیروزی جنبش کارگری و جنبش زنان گره خورده است. در عین حال به گواهی تاریخ مبارزۀ طبقاتی درجهان٬ زنان پیگیر ترین مبارزین برای احقاق حقوق خود و فرودستان جامعه بوده اند. آنچه به امر رهایی زنان کمک می­کند سازمانیابی و متشکل شدن آنها است. از وظایف مبرم همۀ سوسیالیست ها و فعالین جنبش زنان كمك به سازمانیابی زنان٬ كمك به فرموله كردن خواسته های اقتصادی و سیاسی آنان و رفع موانع شركت همه جانبه شان در جنبشی است که بتوانند حکومتهای ارتجاعی ضد زن را به چالش کشیده و در پیوند با جنبش کارگری برای نابودی سیستم سرمایه و سرمایه داران که عامل اصلی این همه نابرابری و ستم­کشی بر زنان هستند قدم بر دارند.

هشت مارس امسال را متحد، همگام و هم­سو با کوبانی و مبارزات درخشان زنان این دیار بر علیه سرمایه و نظام سرمایه­داری برای تحقق برابری زنان و رفع هر گونه ستم­کشی جنسیتی و طبقاتی برگزار کنیم.

زنده باد هشت مارس روز جهانی زن

سازمان سوسیالیست­های کارگری افغانستان

کانون سوسیالیست­های کارگری

مارس 2015

Permanent link to this article: http://workersocialist.org/?p=1438