«

»

Dec 05 2012

Print this Post

دست چرکین مذهب


زرقا فروغ      

با وجودیکه صدو بیست سال از مبارزات زنان اروپا برای کسب حقوق و آزادی شان از قید کلیسا ومذهب میگذرد ولی باز هم کلیسا ومذهب دستان آلوده و چرکین اش را از دامن افراد و مخصوصأ زنان و کۆدکان کوتاه نه میکند.

دست چرکین مذهب

روزنامه آفتن پوستن چاپ ناروی تاریخ نهم مارچ سال دوهزارنه را میخوانیم  .

دخترک نه ساله برازیلی که از شش سالگی مۆرد تجاوز پدراندرش قرار داشت بعد از احساس درد بطن به کمک مادرش نزد دوکتور مراجعه میکند، دوکتوران بعد  از معاینه در میابد که دخترک  بعد از تجاوز مکرراز پدراندرش  دوگانگی باردار است.

بعد از جر و بحث،  دوکتوران و  مادر دخترک به نتیجه میرسد که دخترک فقط چهل کیلوگرام وزن دارد  و از جانبی رحم دخترچون خیلی  کۆچک است،  توانایی برداشت حمل دو طفل را ندارد لذا بخاطر نجات جان دخترک خواهان سقط جنین نزد او شدند.

نظر به قانون مذهب کاتولیک در برازیل سقط جنین ممنوع است .کشیش کلیسا کاتولیک در شمال برازیل (یوسف کاردوسۆسوبرینو) در همان رۆز از طریق تلویزیون رسمأ اعلام داشت که قانون خدا برتر ومقدم تر از قانون انسانی است،  لذا مادر و دۆکتورانیکه نزد دخترک سقط جنین را انجام میدهد مرتد استند.

پاپ بندیکت نیز ازین کشیش حمایت کرده و سقط جنین را ضد قانون خدا دانسته است.

از همه ننگین تر اینکه مرد متجاوز (پدر اندر دخترک) را  نه کشیش، نه مذهب و نه خدایی  مرتد میداند بلکه میتواند آزادانه جهت مراسم مذهبی به کلیسا ر فت و آمد  کند.

 

            مذهب  در طول حیات انسانها بر نابرابری ها و بی حقوقی انسان ها و با خصوص زنان و کودکان  صحه گذاشته و آنرا مشروعیت بخشیده است.

 زنان در طول حیات شان نقش زن ستیز مذهب را با گوشت، پوست وا استخوان شان لمس کرده ولی هیچگاهی تسلیم نشده ا ند.

پاپ ژان پال که یکی از پر قدرت ترین پدر کلیسای کاتولیک بود در حفظ و گسترش قوانین غیر انسانی مذهب کاتولیک یدطولایی داشت. وی با فتوا هایش بی شرمانه زندگی و جان میلیون ها انسان را در کنترول گرفته و به خطر مواجه ساخت .

   او با طرح کارزار “زندگی” و “جایگاه انسان” هزاران زن ، مرد و نوجوان را به امراض مدهشی جنسی چون ایدس، سفلیس وغیره مبتلا ساخت و هزاران طفل و کودک را یتیم و بی سر پرست نمود. توصیه هایی او برایی جلوگیری از سقط جنین حق انتخاب بر بدن زن را ازاو گرفت و زندگی هزاران دختر خردسال را که از اثر  تجاوز حمل میگرفتند به مرگ مواجه ساخت ، چه بسا اطفال و دخترانیکه خود مورد تجاوز کشیشان کلیسا ها در موقع اعتراف و پاک شدن از قید گناه و شیطان قرار میگیرفتند. چنانچه در سال 2004 طشت رسوایی کلیسایی کاتۆلیک در امریکا یکباره از بام افتاد و افشا شد که در طول 50 سال بیشتر از 4000 کودک مورد تجاوز و سۆ استفاده جنسی دست اندرکاران مقامات بالایی کلیسا ها یی امریکا قرار گرفته اند که پاپ و سایر دست اندرکاران کلیسا امریکا حدود  دو میلیارد دالر را به خاطر  خاموش نگه داشتن دهن قربانیان و غیر مریی نگه داشتن موضوع پرداختند.

که بدین شکل کلیساهایی ایرلند، استرلیا ، کانادا، انگلستان، اسکا تلند، افریقایی جنوبی، ایتالیا، لهستان وغیره نیز افتضاحات و رسوایی هایی را همواره با خود داشته اند.

پدوفیلی و تجاوز به اطفال و  زنان در مذهب یک موضوع نو و تازه نبوده بلکه در طول تاریخ آلوده و و ضد انسانی مذهب همواره این وقایع ننگین  تکرار و بازتولید شده است،در مذهب اسلام،  زن سوم محمد عایشه 9 ساله نیز ثبوتی بر ادعایی ماست و همچنان اطفال و کودکانی که جهت کسب سواد به مساجد فرستاده میشوند چه تعدادی شان مورد تجاوز و سۆ استفاده جنسی ملا امامان مساجد قرار میگیرند. سن پائئن ازدواج نیز یکی از مجوزات بارز برای تجاوز به کۆدکان است زدواج هایی صیغه ای با کۆدکان در مذهب شیعه نیز یکی ازین مجوزات است. قربانیان این تجاوزات زیر فشار، مصلحت ، قرارداد های اجتماعی و یا وابستگی همواره خاموش نگه داشته میشود ولی ایشان نه تنها  زیر ضربات جسمی  اند بلکه ضربات خورد کننده روحی  که در تمام دور حیات آسیب ها را به همراه داشته و سبب عواقب ناگوار نزد فرد قربانی مـیگردد.

به خاطر تفصیل بهتر موضوع به این فاکتا توجه کنید.

مادرم شبکار بود، من در پهلوی خواهر کوچکترم خوابیده بودم در اتاق ما باز  شد بعد از لحظه ای  حرکتی بالایی پاهایم  احساس کردم از خواب پریدم، پدرم را دیدم که بالایی بستر ما ایستاده بود مادرم نبود و ما تنها بودیم نمیدانستم چه کنم من فقط 11 سالم بود،غلتی زدم و به پهلو خوابیدم صدایم را در گلو خفه کردم و بدین شکل خواستم نا رضایتی ام را نشان دهم وبگۆیم که ازاومتنفرم و لی لاش کثیفش را روی من انداخت و با وحشت و درد به من تجاوز کرد. این حالت چندین سال دوام داشت بلاخره روزی مقابل او ایستادم  و گفتم من دیگر تحمل این حالت را ندارم. با خون سردی جواب داد،  خوب هر چه که خواست تو باشد، ولی به خاطر داشته باشی که درین کار خواست تو هم بود.اصلآ باورم نمیشد احساس گناه، تقصیر،قهر، پشیمانی، تنهایی، بی اعتمادی همه با هم یکجا شده بود از خودم بدم میامد، از انسانها و روابط آنها نفرتم میامد، نسبت به همه بی اعتماد بودم، فکر میکردم چه موجود کثیفی استم. (فصلنامه زن شماره 3)

مذهب، فرهنگ، صاحبان قدرت،والدین، کلیسا، مسجد،مندیر،صومعه ملا، کشیش،آخند شیخ  وغیره با وادار ساختن قربانیان به خاموشی مسله را مانند یک تابو در خفا قرار داده و با این کار گویی آبرویی  خود وجامعه رااز خدشه دار شدن نجات میبخشند. تجاوز عملیست که فرد با وجود اینکه خودش یک

قربانی است همزمان خودش را مجرم ،شرمنده و عامل جنایت به نوعی که قربانی خود محرک این جرم بوده و سبب تحریک متجاوز شده است و بدین علت همواره مورد سرزنش و تنبه نیز قرار میگیرد و در دراز مدت امراض به مختلف جنسی چون ایدز، سفلیس، و یا امراض شدید روانی از پیامد های آنست.

در کشور هایی عقب مانده و مذهبی بنانر تابو بودن روابط جنسی،  صحبت کردن درین مورد شرم وجرم محسوب شده لذا نه تنها اطفال، کودکان و نوجوانان بلکه کلانسالان نیز  در مورد آزار جنسی، سۆ استفاده جنسی، تجاوز جنسی، بهداشت جنسی، امراض جنسی ناشی از آمیزش جنسی وغیره کوچکترین معلومات ندارند، در صورت وقوع  حتی بعضی از آنها نمی دانند که سۆ استفاده جنسی و یا تجاوز جنسی صورت گرفته و الفاظی برای توضیح آن نمی یابند ویا بعضی از کۆدکان و اطفال آنرا طبیعی تصور کرده بدین ترتیب شخص متجاوز از  امکانات بیشتر برخوردار شده و عمل شنیع اش را به دفعات تکرار میکند.

چرا دامنه تجاوز اینقدر گسترده است؟

همانطوریکه قبلآ تذکر دادیم مذهب، فرهنگ، صاحبان قدرت،والدین،مسجد،ملا،کلیسا، کشیش همه با متجاوز است و همه به شکلی از اشکال در خاموش نگه داشتن جرم ممد است در بسا موارد قانون و دولت به اتکا با قانون شرع و مذهب با جلوه دادن حادثه با شکل امر خصوصی افراد مسله را خاموش نگه میدارد. فرد قربانی نیز بعضآ برایی نجات از سرزنش و شرمندگی به خاموشی پناه میبرد.

بعضآ تجاوز فقط بخاطر ارضا ی شهوت صورت نمیگیرد بلکه به منظوراعمال قدرت و تحقیر طرف نیز صورت میگیرد. چه بسا زنانی که در زندگی خانوادگی شان روزمره با این نوع تجاوز دست و گریبان استند و یا تجاوزات ایکه در مواقع جنگ ویا تجاوزاتی که در هنگام گرفتن اعترافات در زندان صورت میگیرد .

 در کشور مذهبی و عقب مانده  تجاوز بر مبنای این قضاوت نمیگردد که قربانی چه رنجی را متحمل شده بلکه این موضوع بیشتر شکل ناموسی گرفته و آبرویی مردی که با قربانی تعلقات دارد بیشتر مطرح است و عکس العمل های بعدی بر همین مبنا استوار است.لذا بعضآ قربانیان از ترس  دست به خودکشی میزنند ویا توسط پدر،برادر بعضآ مادرانشان کشته میشوند و یا تمام عمر شان را با ذلت و خواری میگذرانند. چه بسا دخترانیکه در خردسالی مورد تجاوز قرار گرفته  و پرده بکارت شان ذایل شده است با سر نوشت هایی دردناکی گرفتارند.

لذا با شناخت از مذهب وخاصیت متجاوز آن برزندگی افراد، مبارزه بامذهب در بر گیرنده مبارزه علیه تمام ارزشهایی پچ و پوسیده است که زیر نام نجابت،عفاف ، بکارت، غیرت، ناموس و بلاخره تقدس فرهنگ و سنت ها افراد اعم از مردان، زنان و کودکان را تحت تجاوز قرارداده و دشمن آزادی فردی و اجتماعی آنان است.

 

منابع:

روزنامه آفتن پۆستن چاپ ناروی 9 مارچ سال 2009

 

مقاله در باره تجاوز چه میدانیم از سهیلا وحدتی

 

فصلنامه زن شماره 3

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

Permanent link to this article: http://workersocialist.org/?p=598